X
تبلیغات
رایتل

تصوف و عرفان
دیده ای خواهم که باشد شه شناس تا شناسد شاه را در هر لباس 


سلام دوستان. یکی از کادوهای تولد امسالم کتاب دنیای سوفی بود. کتاب جالبیه و قصد دارم موقع خوندنش قسمتهای جالبشو عینا اینجا بیارم.

کتاب یک دوره فشرده در زمینه آموزش فلسفه است و اشتیاق من برای خواندنش آنقدر زیاد است که افسوسم از گرفتاریهای روزمره و کوتاهی زمان برای مطالعه است.

ادامه مطلب به روز می شود. 

 جهان چگونه به وجود آمد؟آیا در پس آنچه روی می دهد اراده یا مقصودی نهان است؟ آیا پس از مرگ حیات هست؟ و مهمتر از همه چگونه باید زیست؟

عجیب نیست که نمیدانیم کیستیم و بی انصافی نیست که انسان در قیافه خود دستی ندارد؟آدم می تواند دوستانش را خود انتخاب کند اما انتخاب خودش دست خودش نیست.حتی بشر بودنش هم دست خودش نیست.

هراکلیتوس در (480-540 قبل از میلاد) بر این عقیده بود که همه چیز روان است و این جمله معروف « در یک رودخانه دو بار نمی توان شنا کرد» از اوست. او اضداد را ویژگی جهان می دانست و عقیده داشت که اگر هیچ گاه بیمار نشویم قدر سلامتی را نمی دانیم اگر هیچ گاه گرسنه نشویم لذت سیر شدن را درک نمی کنیم. اگر زمستان نباشد بهار هم نمی آید. به اعتقاد او نیکی و بدی هر یک جایگاه خویش را در نظم جهان دارند و بدون تاثیر این اضداد جهان نابود می شود. خدا همانا روز و شب، زمستان و تابستان، جنگ و صلح، سیری و گرسنگی است. در نظر او خدا چیزی بود که کل جهان را در بر می گرفت و می توان او را در اضداد و دگرگونیهای بی وقفه طبیعت مشاهده کرد. او در میان اضداد و تغییر مداوم طبیعت گونه ای هستی یا وحدت می دید که آن را خدا یا لوگوس نامید.



[ سه‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1393 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ زهرا ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 3186